طنز نوشته های ابراهیم نبوی
  
 این وبلاگ را آقای نبوی نمی نویسد . البته با ایشان هم بی ازتباط نیستیم
 
دی 1385
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
 
آرشیو
موضوع بندی
 
یکشنبه 17 اردیبهشت ماه سال 1385
فیلسوفی که از سردسیر آمد

 

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۵

در راستای اینکه امروز 2417 سوژه باحال داشتیم و به دلیل اینکه موضوع دکتر رامین جهانبگلو فعلا از اهمیت ویژه ای برخوردار است، امروز به برخی مباحث فلسفی پرداخته و از فردا در مورد مباحث جذابی مانند خشتک و شلوار و کت و غیره که در بحث مد و لباس مطبوعات مجلس شورای نگهبان اسلامی می نویسیم.

براساس اخبار واصله محسنی اژه ای وزیر اطلاعات گفت: « جهانبگلو به اتهام ارتباط با عوامل بیگانه توسط مرجع قضائی دستگیر و در اختیار وزارت اطلاعات است.» همچنین یکی از وب سایت های امت شهیدپرور کشف کرد که رامین جهانبگلو در سال 2001 و 2002 در خدمت قراردادی دولت آمریکا بود. از سوی دیگر کیهان نوشت که جهانبگلو متهم به همکاری اطلاعاتی با سلطنت طلبان و برخی گروههای معارض جمهوری اسلامی است. وی دهها صفحه اعتراف نوشته است. به همین دلیل بخشی از متن اعترافات و بازجویی نامبرده برای عبرت ملت ایران منتشر می گردد:

النظافه من الایمان
( النجاه فی الصدق سابق)
توضیح: با توجه به نقش داروی نظافت در اعترافات پس از شهید سعیدامامی، از این به بعد بالای سربرگ بازجویی به جای النجاه فی الصدق از عبارت النظافه من الایمان استفاده می شود.

بازجو: خودتان را به طور کامل معرفی کرده و هرچه در مورد خودتان، خواهر و مادرتان و خواهر و مادر دیگران می دانید، سریعا بگوئید.
ر.ج.( منظور رامین جهانبگلو است): من رامین جهانبگلو هستم.
بازجو: چرا؟
ر.ج.: چرا چی؟
بازجو: چرا رامین جهانبگلو هستید؟
ر.ج.: از زمانی که یادم هست رامین جهانبگلو بودم.
بازجو: چه زمانی رامین جهانبگلو نبودید؟ و اگر نبودید چه کسی بودید؟
ر.ج.: من همیشه رامین جهانبگلو بودم.
بازجو: لطفا می زنم توی سرت که بمیری، اگر همیشه رامین جهانبگلو بودی، پس چرا گفتی از زمانی که یادم هست رامین جهانبگلو بودم؟
ر.ج.: این یک اصطلاح عامیانه است.
بازجو: چه نوع اصطلاح عامیانه ای است؟ اگر اصطلاح عامیانه است پس چرا هر روز رئیس جمهور محبوب از آن استفاده نمی کند؟ بگو ببینیم آیا این یک اصطلاح رمزی است؟ از این اصطلاحات در زمان ملاقات با چه کسانی استفاده می کردید؟ آیا در ملاقات با دونالد ریگان هم از این اصطلاح استفاده می کردید؟
ر.ج.: دونالد ریگان را نمی شناسم؟ منظورتان دانلد رامسفلد است یا رونالد ریگان؟
بازجو: با توجه به اینکه اعتراف کردید با اشخاص فوق الذکر یعنی دونالد رامسفیلد و رونالد ریگان آشنایی نزدیک داشته و مدتی اطلاعات مخفیانه به این اشخاص رسانده و در قبال آن بنابه گفته خودتان 420 هزار دلار در تورنتو از آقای جوزف براید دریافت کردید، کلیه اطلاعات تان را در مورد این دو نفر بگوئید.
ر.ج.: من اصلا چیزی نگفتم. من فقط گفتم که اسم کوچک ریگان، دونالد نیست و رونالد است.
بازجو: با توجه به اینکه اعتراف کردید که با شخص موسوم به ریگان آشنایی نزدیک داشته و وی را با اسم کوچک صدا زده و به او در مهمانی اینترپرایز اطلاعاتی داده و در شهر اوتاوا از نماینده وی یعنی جک لمون 187 هزار دلار اخذ نمودید، کلیه اطلاعات خود را در مورد شخص موسوم به ریگان بگوئید.
ر.ج.: من اصلا این آقای رونالد ریگان را نمی شناسم و با وی ارتباطی نداشتم.
بازجو: پس از کجا می دانستید که اسم کوچک نامبرده رونالد است؟
ر.ج.: هر کسی که اخبار شنیده باشد و با آمریکا آشنا باشد می داند که اسم رئیس جمهور اسبق آمریکا رونالد ریگان است.
بازجو: ما هر روز اخبار را گوش می کنیم، ولی اسم کوچک ریگان را نمی دانستیم، فقط اسم کوچک احمدی نژاد را می دانیم که محمود است، ولی شما ریگان خائن و مزدور را با اسم کوچکش نام بردید؟ با نامبرده کجا آشنا شدید؟
ر.ج.: آقای عزیز! من یک فیلسوف هستم و اندیشه های فلسفی می کنم و هیچ آشنایی با رونالد ریگان نداشتم.
بازجو: پس اعتراف می کنید که از طریق اندیشه های منحرف فلسفی و مایوس کننده و نیهیلیستی همچون صادق هدایت و ژان پل سارتر، با دکترین های پوچ غربی آشنا شدید و از طریق این باصطلاح فیلسوفان منحرف با شخص رونالد ریگان ارتباط برقرار کرده و به عنوان نماینده وی دست به جاسوسی زدید.
ر.ج.: من فقط با فلاسفه و اندیشه های فلسفی ارتباط داشتم و دارم و اصلا سیاسی نیستم.
بازجو: شما در یکی از سخنرانی های انحرافی تان در مورد دانشگاه به منزله نهادی فلسفی که یکی از برادران ما متن آنرا از روی نوار پیاده کرده، گفتید که « در آتن قرن پنجم قبل از میلاد، آگورا گستره همگانی بود که در آن فیلسوفان سوفسطایی و سقراط با یکدیگر در مورد مباحثی چون حقیقت، زیبایی و عدالت به بحث می نشستند..." آیا اعتراف می کنید که این حرف ها را گفتید؟
ر.ج.: بله، من این موارد را گفتم.
بازجو: منظورتان از آگورا گستره همگانی بود یعنی چه؟ برای چی گستره همگانی بود؟ این شخص آگورا چه کسی بود و شما از چه زمانی با وی آشنا شدید؟ چطور بود که گستره آگورا همگانی شد؟
ر.ج.: آگورا یک شخص نبود، یک مکان و در حقیقت یک ساحت بلامنازع تفکر برای اندیشه هایی بود که تزاحم داشتند و از طریق دیالوگ در بستره مفاهیم به مفاهمه می پرداختند.
بازجو: خفه شو مرتیکه! اگر یک بار دیگه از این مزخرفات بگی دهنتو جر می دم. مثل آدم حرف بزن. چرا به مقامات توهین می کنی؟ اگر هر توهینی به مسوولان کشور بکنی مجازاتت سنگین تر می شه. فقط بگو آگورا چی بود؟
ر.ج.: آگورا به معنی محل تفکر است.
بازجو: منظورت مکان است؟
ر.ج.: بله، منظور مکان است، مکان دیالوگ فلسفی...
بازجو: تو لازم نیست بگی مکان یعنی چی. ما خودمون می دونیم. این مکانی که شما داشتید صاحبش کی بود، چند تا کلید داشتید و وقتی خانم می اومد چی کار می کردید؟
ر.ج.: من اصلا نمی فهمم در مورد چی حرف می زنید، منظور از آگورا مکانی است که در آن درباره عشق و زیبایی و حقیقت جویی گفتگو می کردند و تزاحم افکار در این مباحث بوجود می آمد...
بازجو: پس به هر سه مورد اعتراف می کنی، اعتراف کردی که در این مکان هم طرف خوشگل بوده، هم باهاش عشق می کردید، ولی من نفهمیدم رابطه شما با خانم حقیقت جو و جبهه مشارکت و دفتر تحکیم وحدت چی بود؟ و وقتی موقع عشق کردن آن زن های یونانی کسی مزاحم کارتان می شد چی کار می کردید؟
ر.ج.: من اصلا این چیزها رو نگفتم. من گفتم که درباره حقیقت جویی حرف می زدند.
بازجو: خانم حقیقت جو اونجا چی کار می کرد؟ آیا اعضای تحکیم وحدت هم به آنجا می آمدند؟
ر.ج.: آقای عزیز! این ماجراها مربوط به قرن پنجم قبل از میلاد است و در یونان اتفاق افتاد.
بازجو: قرن پنجم قبل از میلاد تو اونجا چی کار می کردی؟ فکر کردی ما نمی فهمیم یک مکانی که اسمش آگورا یا هر زهرمار دیگری بوده و گستره همگانی بوده یعنی چی؟ یعنی مکان بوده و هر کی آشنا بوده می اومده اونجا، پس اعتراف می کنی که آگورا اسم فلسفی خانه عفاف بوده؟
ر.ج.: منظورم این است که کسانی مثل سقراط و افلاطون در آنجا در باب عشق و زیبایی و حقیقت گفتگو می کردند.
بازجو: این سقراط همونی نبود که سر پرونده شوکران اصلاح آقای نوری پاش گیر بود؟
ر.ج.: آقای محترم، این مسائل 25 قرن پیش اتفاق افتاد.
بازجو: اوهو اوهو، انگار با یابو طرفی، ما فقط 15 قرن داریم، 25 قرن پیش اونجا چه خبر بود؟ اعتراف کن که در آگورا بنا به گفته خودت گستره همگانی داشتی و دختران زیبا را فریب می دادی و با آنها عشق می کردی و خانم حقیقت جو و دفتر تحکیم وحدت هم در این جریان دخالت داشت؟
ر.ج.: من در این مورد توضیح دیگری ندارم.
بازجو: شما در مقاله ای که یکی از برادران آنرا بررسی کرده به اسم «فلسفه سیاسی چیست» گفتید که « امروزه سیاست مدرن را نمی‌توان در گسست و بی‌ارتباط با سنت فلسفه سیاسی غرب در نظر گرفت، زیرا برای به‌وجود آوردن چنین گسستی باید تاریخ اندیشه سیاسی غرب را شناخت و در مورد آن به پرسش پرداخت.» آیا این نوشته ها را شما نوشتید یا نه؟
ر.ج.: بله، من نوشتم.
بازجو: منظورتان از گسست یعنی چی؟
ر.ج.: منظورم فاصله و گشادگی میان دو امر موجود و ممکن است.
بازجو: صبر کن، یواش. منظورت سوراخه؟
ر.ج.: نه، منظورم ناپیوستگی است و گسست ارتباطی میان دو جهان یا دو موجود.
بازجو: ببین داداش! اگر درست حرف نزنی می گم این برادرمون یک کمی باهات حرف بزنه که حالت جا بیاد. حالا خودت به زبون خوش بگو، منظورت از گسست چیه؟
ر.ج.: گشادگی و انبساط .
بازجو: منظورت اینه که سوراخ می شه و سوراخش گشاد می شده و از اونجا نفوذ می کنند؟
ر.ج.: من منظور فلسفی دارم.
بازجو: زکی، آقا رو! فکر کردی من چه منظوری دارم؟ اگر منم منظور فلسفی نداشتم که تا به حال دکتر رامین تبدیل به زهرا کاظمی شده بود. حالا راست و حسینی، جون مادرت بگو گسست همو ن سولاخه یا نه؟
ر.ج.: شما فرض کنید منظور سوراخه...
بازجو: پس اعتراف می کنی که با استفاده از سوراخ هایی که در نهادهای موازی و برادران اطلاعات وجود داشته، شما می خواستید عوامل نفوذی را در قالب ان جی او و سایر سازمان ها نفوذ بدهید و نظام را سرنگون کنید؟ قبول داری؟
ر.ج.: نه، منظور از گسست در اینجا فاصله سنت و مدرنیته است.
بازجو: پس قضیه جاسوسی چیه؟ شما از چه طریقی اطلاعات رو رد می کردید؟
ر.ج.: این یک اتهام هست. من جاسوس نیستم، من یک فیلسوفم.
بازجو: ... شما در جاهای مختلفی گفتید که چنان که این سخن از دهان دریده برمی آید، منظورتان از دهان دریده کیست؟
ر.ج.: من هیچ وقت نگفتم دهان دریده، اصلا ما فیلسوفان اینچنین حرف نمی زنیم...
بازجو: بله که این جوری حرف نمی زنید. این هم از مادر....تان است. پس اینی که نوشتی چیه، خودت بخونش...( رامین جهانبگلو می خواند)
ر.ج.: چنان که این سخن از دهان دریدا برمی آید...
بازجو: بینم داداش، به زبون فیلسوفی شما به دریده می گین دریدا؟
ر.ج.: نه عزیز من! نه برادر! منظورم دریدا است. ژاک دریدا یک فیلسوف بوده.
بازجو: پس این مرتیکه دریده هم مثل تو که فیلسوف بودی و از دونالد ریگان پول گرفتی جاسوس بوده.
ر.ج.: ایشون از فیلسوفان بزرگ تاریخ بود و دو سال قبل مرحوم شد.
بازجو: جریان قتل دریده چگونه بود و چه کسانی در آن نقش داشتند و آیا منافقین نیز در جریان بودند یا نه؟ گفتی اسم دریده چی بود. احمد ؟
ر.ج.: ایشان از فیلسوفان بزرگ فرانسه بود. احمد چیه آقا. و ایشان ربطی به این مسائل نداشت.
بازجو: قضیه امانوئل لویناس چی بود؟ و شما با ایشون چه ارتباطی داشتی؟
ر.ج.: من شاگرد دوره فلسفه ایشون بودم.
بازجو: یعنی کلاس می رفتی؟
ر.ج.: بله
بازجو: در کلاس شما چه کسانی بودند و آیا دانشجویان دختر هم با دانشجویان پسر رابطه داشتند و اگر رابطه داشتند چگونه بود و در کجا همدیگر را ملاقات می کردند و نقش امانوئل در این روابط نامشروع چه بود و آیا امانوئل هم از ریگان پول می گرفت؟ و بین این امانوئل لویناس و فیلم مستهجن امانوئل که در چند قسمت برای ضربه زدن به نظام ساخته شد، چه بود؟
ر.ج.: من این مواردی که گفتید نمی دانم، ولی من در دانشگاه سوربن پاریس در کلاس «تاملات دکارتی» هوسرل که ایشان درس می داد شرکت می کردم.
بازجو: ای خاک بر سرت! اون خدابیامرز دکتر شریعتی رفت سوربن«فاطمه فاطمه است» نوشت و لوئی ماسینیون صهیونیست رو مسلمون کرد و اشکش رو درآورد، اون وقت تو خائن رفتی سوربن زیر دست امانوئل دکترای جاسوسی گرفتی؟ ایشاءالله قد شریعتی بیاد سر چشمت، ای بی چشم و روی خائن.
ر.ج.: من در سوربن کلاس تاملات دکارتی هوسرل رو می خوندم.
بازجو: حالا این مرتیکه تاملات دکارتی کی هست؟
ر.ج.: منظورم از تاملات دکارتی، اندیشه هایی هست که دکارت داشته.
بازجو: تاملات کیه؟
ر.ج.: تاملات جمع تامل هست، یعنی توقف برای تفکر.
بازجو: برو گمشو نکبت! به من درس یاد می ده، توقف می کردی برای اینکه ببینی کسی داره تعقیبت می کنه، نه برای تفکر، وگرنه تفکر رو آدم پشت میز یا موقع پرونده خوندن یا موقع خواب می کنه.
ر.ج.: حق با شماست، من چی باید بگم؟
بازجو: ببین! داری یواش یواش درست می شی؟ بگو ببینم این مرتیکه امانوئل در مورد جاسوسی به تو چی یاد داد؟
ر.ج.: در مورد جاسوسی چیزی یاد نداد. امانوئل لویناس می گه مرگ پایان سلطة سوژه بر خویشتن است.
بازجو: آهان، این شد یک چیزی. پس امانوئل می گه که سوژه هرچی هم اعتراف کنه، در حقیقت توبه نمی کنه و تا به مرگ محکوم نشه دست از جاسوسی برنمی داره؟
ر.ج.: امانوئل لویناس چنین حرفی نزده. شما از کجا چنین برداشتی کردین؟
بازجو: ببین داداش! تو خیال می کنی فیلسوفی، ولی قد گاو هم حالیت نیست. این امانوئل هر چی گفته تو نفهمیدی، سوژه یعنی چی؟
ر.ج.: سوژه یعنی سوژه.
بازجو: ببین حالیت نیست. سوژه یعنی مورد، مورد هم یعنی کیس، کیس هم یعنی کسی که تحت نظر هست و با دشمن رابطه داره، حالیت شد؟
ر.ج.: نه، نفهمیدم، من فقط فلسفه خوندم و فلسفه می فهمم.
( در این لحظه سوژه یعنی دکتر رامین جهانبگلو دریافت که حقیقت چیزی نیست که در دانشگاههای مختلف فلسفه می آموزند، بلکه حقیقت موضوعی است که اگر هرچه زودتر آنرا قبول نکنی و به آن اعتراف نکنی سرنوشت دردناکی در انتظارت است.)



 
پنجشنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1385
دست راست و دست چپ

 

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۵

یکی از عواقب بسیار دلنشین دولت هماهنگ و یکدست این است که اولا یک دست بیشتر ندارد و ثانیا اینکه هماهنگ است. در راستای همین هماهنگی منوچهر میم. یکی از عوامل ناشناس وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که « می خواهند برای کسانی اعتماد سازی کنیم که خودشان دو جنگ جهانی به راه انداختند.» متکی چنان این جمله را بیان کرد انگار همین حالا چرچیل و روزولت و استالین و هیتلر و موسولینی در انگلیس و آمریکا و روسیه و آلمان و ایتالیا مشغول حکومت اند و خودش هم پسرخاله رضاشاه است. هماهنگ با همین مواضع نامکشوف، حمیدرضا آصفی یکی از وزرای خارجه جمهوری اسلامی که گاهی اوقات قبل از حرف زدن فکر هم می کند، گفت: « گفت و گو تنها راه حل است.» وی در پاسخ به درخواست آگاهان مبنی بر اینکه بیایید گفتگو کنیم، گفت: فعلا داریم دعوا می کنیم و وقت گفت و گو نداریم. در همین راستا لاریجانی وزیر خارجه نسبتا اصلی جمهوری اسلامی به سفر رفت و قرار شد از راه دور امور مربوطه را اداره کند. از طرف دیگر سردار دهقان از فرماندهان سپاه پاسداران گفت: «هرگاه آمریکا شیطنت کند، اول اسرائیل را هدف قرار می دهیم.» اما نیم ساعت بعد از این اظهار نظر، سردار افشار اعلام کرد: « اظهارات سردار دهقان هیچ اعتباری ندارد.» در راستای همین هماهنگی ها، محمود احمدی نژاد رئیس جمهور م.ش.نگ. مملکت مشت محکمی به دهان مشاور هنری خود زد و اعلام کرد اظهارات شمقدری مشاور رئیس جمهور از روی شکم( یا سایر اعضای بدن نامبرده) بیان شده و هیچ اعتباری ندارد. آیت الله خوشبخت، از روحانیون محترم قم و یکی از معدود علمای خوشبخت، نیز در پاسخ به اطلاعیه علما در مورد اظهارات رئیس جمهور گفت : «علما عجله کردند، تضعیف دولت در این موقعیت اشکال شرعی دارد.» براساس بررسی های آگاهان فعلا دست چپ دولت در حال اعلام وضعیت [تکان] نخور به دست چپ مربوطه است.

گنجی جایزه قلم طلائی گرفت
اکبر گنجی امروز جایزه بزرگ قلم طلائی را برای دفاع از آزادی بیان دریافت کرد. همزمان با تقدیم این جایزه، عمیدنائینی، لیلا رستگار، مسعود بهنود و محمد بلوری برندگان جایزه یک عمر فعالیت مطبوعاتی در ایران شدند. دریافت این جوایز را به این بزرگان تبریک می گوئیم. به همین مناسبت رئیس جمهور نیز در نمایشگاه کتاب حضور یافت و در حالی که مطابق معمول اشتباهاتی ریاضی عظیمی مرتکب می شد، گفت: من روزی یک سوم وقتم را مطالعه می کنم. در پی این گفته، جمعیت اظهار داشتند: WOOOOOOW پس کی به کارهاتون می رسید؟ احمدی نژاد توضیح داد: من روزی یک سوم وقتم را به مطالعه نامه ها و گزارشهایی که برایم رسیده است می گذرانم. در پی شنیدن این جمله جمعیت گفت: بی خیال بابا! این که اسمش مطالعه نیست، تو هم گیر آوردی داداش؟

این برادر خشن!
این خشونتش من را کشته است. اصولا در تشبیهات محسن رضایی یک چیزی وجود دارد که آدم حالش یک جوری می شود. محسن رضایی در توصیف احتمالات استراتژیک مجادله میان ایران و آمریکا اعلام کرد: « ایران و آمریکا بزودی دست به یقه می شوند.» وی به رامسفلد گفت: اگه مردی بیا سرکوچه تا یه لقمه چپ و راستت کنم.

این هم یک خبر اسفبار
ته مانده آبروی نظام جمهوری اسلامی با دستور دولت احمدی نژاد از ساختمانهای دولتی بیرون رفت. سید محمد خاتمی براساس نامه مدیرکل پشتیبانی دولت نهم، ساختمان سعدآباد را ترک کرد.

مردان لخت و برهنه در حضور زنان
داستان حضور بانوان در ورزشگاهها همچنان در پیچ و خم مذاکرات در حالت بلاتکلیفی بسر می برد. در حالی که احمدی نژاد برای اولین بار در طول تاریخ زندگانی اش یک اقدام مثبت می خواست احتمالا انجام دهد، حالا به هر دلیل، مصباح یزدی و شیرین عبادی مواضع مخالف خود را در همین باب اظهار داشتند. مصباح یزدی که بعد از پیروزی احمدی نژاد گفته بود که خداوند احمدی نژاد را مستقیما برای نجات اسلام روی خشت انداخته است، گفت: « احمدی نژاد، تجویز تماشای بدن مردهای نامحرم را به زنان داد. رئیس جمهور در گناه ناشی از ارتکاب آن حرام، شریک خواهد بود.» اما از طرف دیگر شیرین عبادی، بانویی که فرقی بین احمدی نژاد و خاتمی نگذاشت گفت: « نهایت عدالتی که سیاست مردان محافظه کار می توانند برای زنان ایرانی تصور کنند، آن است که برای گرم کردن بازار رقابت های ورزشی کشور به استادیوم ها بروند و برای « بازی های مردانه» هورا بکشند.» به نظر من وجه مشترک مصباح یزدی و خانم شیرین عبادی این است که هیچ کدام شان تا به حال یک مسابقه فوتبال را با لذت تماشا نکرده اند. در همین راستا و یا یک راستای دیگر، ابطحی ستاره همچنان درخشان آسمان سابق اصلاحات گفت: « خانم عبادی! چه دلیلی برای تحریم انتخابات دارید؟»

رامین! جاسوسی؟ توهم؟
رامین جهانبگلو، پسر امیرحسین جهانبگلو همچنان زندانی است. امروز زندان اوین تائید کرد که رامین جهانبگلو به اتهام جاسوسی و اتهامات امنیتی در بازداشت به سر می برد. من هرچه تلاش می کنم بفهمم که چطور ممکن است آدمی که زندگی اش با فلسفه می گذرد زندانی کنند، نمی فهمم. البته علت خیلی چیزهای دیگر را هم نمی فهمم. روزنامه کیهان در نوشته ای با عنوان «بازداشت یک عامل بیگانه» در مورد رامین جهانبگلو سعی کرد نشان دهد قضیه جهانبگلو بیخ دارد، به این ترتیب مژده داد که تا یک جایزه ادبی نوبل به وی ندهید از زندان آزادش نمی کنیم.

بنیامین نوحه خوانی که پاپ خواند
آقا! از امروز صبح تا به حال حداقل شش ساعت سی دی موسیقی پاپ بنیامین را گوش می کردم، کلی حال کردم. حتما با دقت این سی دی را گوش کنید. البته خواننده دائما در حال ناله است، ولی بعد از سی دی دهاتی و آریان مهم ترین اتفاقی است که در پاپ بعد از انقلاب افتاده است. طبعا منظورم موسیقی راک نیست. سه ترانه بی نظیر و بسیار شنیدنی داشت.

مایل نیست، وقت ندارد، غیرقانونی است
شورای نگهبان اعلام کرد که بر انتخابات شوراها نظارت نمی کند و با این اظهار نظر موجی از شادمانی را میان مردم بوجود آورد. در توضیح این ایثار عجیب، عباسعلی کدخدائی( از اسمش معلوم است که بچه ناف تهران است) گفت: « شورای نگهبان بر انتخابات شوراها نظارت نمی کند.» وی سه دلیل را برای این تصمیم میمون و مبارک ذکر کرد:
اول: شورا «مایل» نیست نظارت را برعهده بگیرد.
دوم: شورای نگهبان فعلا ساختار مناسب را ندارد، یا به عبارتی امکاناتش موجود نیست.
سوم: این کار مغایر با قانون اساسی است.
نتیجه گیری اخلاقی: یک شورای خوب وقتی امکانات نداشته باشد، کارهایی را که مغایر قانون اساسی باشد انجام نمی دهد.

نفت بولیوی ملی شد، کوکائین دولتی شد
... و سرانجام پسرخاله بولیویایی احمدی نژاد در عرض سه ساعت نفت و گاز بولیوی را ملی اعلام کرد. فعلا گروهی در حال تحقیق هستند که ببینند اصلا بولیوی نفت و گاز دارد یا نه. قرار است اگر نفت و گاز در بولیوی کشف شد، تا یکی دو ساعت دیگر همه اش را ملی کنند. البته هنوز هیچ اقدامی برای ملی کردن کوکائین که مهم ترین منبع درآمد بولیوی است، انجام نشده است.

من ابراهیم نبوی هستم ات یاهو دات کام
همانطور که دیروز اعلام شد میل باکس مولاناحافظ ات یاهو دات کام من هک شده و به رحمت ایزدی رفته و دو هزار ای میل و نامه و موزیک و عکس در آن نابود شده، از دوستان و دشمنان خواهشمند است، اولا برای داشتن آدرس ای میل شان برای من یک ای میل خالی بفرستند و از کلیه دوستانی که در سفر آمریکا عکس از مراسم گرفتند درخواست می شود به آدرس زیر عکس ها را مجددا ارسال کنند. manebrahimnabavihastam@yahoo.com


 
چهارشنبه 13 اردیبهشت ماه سال 1385
چرا انرژی هسته ای حق مسلم ما نیست؟

 

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۵

من برخلاف بعضی از هموطنان و بخصوص غیرهموطنان که فکر می کنند انرژی هسته ای حق مسلم ماست، دوغ، شیر، پنیر و سایر لبنیات... اصلا معتقد نیستم که انرژی مذکور حق مسلم ملت ایران است و دلایلی هم احتمالا برای این نظریه مستدل دارم.

اولا: انرژی هسته ای حق مسلم ما نیست، چون اگر حق مسلم ما بود، حتما دولت مانع دستیابی ما به آن حق می شد. لطفا یک حق مسلم دیگر به من نشان بدهید که دولت مانع دستیابی ما به آن نشده باشد؟
دوما: وقتی ما به حقی برای زندگی کردن نیاز داریم و دولت این حق را از ما می گیرد، و در عوض به زور ما را وادار می کند که چیز دیگری را به عنوان حق مسلم مان بپذیریم و روزی شش بار این حق را به ما می دهد، لابد حق مسلم ما نیست، وگرنه نمی داد.
سوما: انرژی هسته ای چه حق مسلم ما باشد و چه نباشد رسیدن به آن ده سالی حداقل طول می کشد، در حالی که همین دولت هر ماه یک چیز را به عنوان حق مسلم ما اعلام می کند، به همین دلیل احتمالا تا سه ماه دیگر انرژی هسته ای هم حق مسلم ما نخواهد بود، چرا باید برای گرفتن حقی که فقط سه ماه حق مسلم ماست با تمام دنیا بجنگیم و همه حقوقی را که قبلا داشتیم از دست بدهیم؟
چهارما: ما اگر انرژی هسته ای که حق مسلم ماست به دست بیاوریم، ممکن است از پنج سال دیگر ماهانه دودرصد به نفع مان باشد، اما قطعا از همین حالا ماهانه چهل درصد به زیان مان خواهد بود. به نظر شما آدم حقی را که این همه ضرر دارد، آن هم به زور به دست می آورد؟
پنجما: وقتی روزی سی و شش ساعت صدا و سیما کلیه حقوق مسلم ما را انکار و همین یک حق را به رسمیت می شناسد، طبیعی است که انرژی هسته ای حق مسلم ما نیست.

آخر رامین جهانبگلو را هم دستگیر می کنند؟
آخر آدم هم رامین جهانبگلو را دستگیر می کند؟ من نمی فهمم چه دلیلی برای دستگیری یک رامین اینجوری، ممکن است وجود داشته باشد. این آدم عزیز و متفکر اگر دور وبرش یک خط قرمز بکشند و سه ماه در آن گرفتار باشد و از فرط گرسنگی به حال مرگ بیفتد، پایش را از خط قرمز آنطرف تر نمی گذارد که برود نانوایی یا ساندویچ فروشی که زنده بماند. اصلا رامین جهانبگلو چه ربطی دارد به زندان؟! پدر رامین جهانبگلو که سرحلقه محفل فلاسفه بود و مرحوم فردید نظراتش را در خانه ایشان به صورت مجموعه ای از فحش ها و بعضی حروف ربط میان فحش ها بیان می کرد، همیشه در مورد رامین تعریف می کرد که «این پسر یک بار در سن هجده سالگی پشت چراغ قرمز ماند، چراغ قرمز خراب شد و سبز نشد و رامین چهار روز همانجا ماند تا چراغ را درست کردند و سبز شد و از چراغ سبز گذشت. به همه این دلایل تمنا می کنیم این رامین جهانبگلو را آزاد کنید. مگر از خودتان خواهر و مادر ندارید. به قول ژاک پرور( با همکاری مرجان ساتراپی):
Est-ce que tu n, as pas sueur
Est-ce que tu n, as pas mère
(ترجمه: مگر خودت خواهر نداری؟ مگر خودت مادر نداری؟)

بوش: ایران با عراق تفاوت دارد
جرج دبلیو بوش، اصغر احمدی نژادشون، در یک اظهار نظر شگفت انگیز نشان داد که همه حرف هایی که در مورد او گفته شده و یا حداقل یک هزارم آن غلط است. وی با بیان این جمله که «میان عراق و ایران تفاوت وجود دارد» شگفتی بسیاری را که فکر می کردند، جرج بوش تا مدتها این تفاوت را نخواهد فهمید، برانگیخت. یکی از نزدیکان جرج دبلیو بوش، تفاوت های ایران و عراق را از دید جرج دبلیو بوش چنین اظهار داشت:
تفاوت اول: ایران کشوری است که سابقه تاریخی طولانی دارد ولی عراق کشوری است که ما به آن حمله کردیم.
تفاوت دوم: ایرانی ها انگلیسی را بدون لهجه عربی حرف می زنند، در حالی که عراقی ها زبان شان عبری یا عربی است.
تفاوت سوم: ایرانی ها بعضی نویسندگان شان مثل اکبرگنجی را زندانی کردند، در حالی که در عراق در میان زندانیان ابوغریب حتی یک نویسنده هم نداشتیم.
تفاوت چهارم: ایرانی ها عید نوروز را جشن می گیرند و به همین دلیل ما در این روز نمی توانیم به آنها حمله کنیم، ولی چون عراقی ها عید ملی ندارند، ما در هر روزی دلمان خواست می توانستیم به آنها حمله کنیم. در عید نوروز حمله کردیم.
تفاوت پنجم: کشور ایران روی نقشه سمت راست عراق قرار گرفته، ولی عراق سمت چپ نقشه است، البته وقتی از بالا برعکس نگاه کنیم، ایران سمت چپ عراق است و عراق سمت راست ایران است.
تفاوت ششم: تهران پایتخت ایران است و در مرکز نقشه این کشور نیست، در حالی که نقشه عراق جوری است که به نظر نمی رسد مرکز داشته باشد.
تفاوت هفتم: ایران در منطقه خاورمیانه قرار دارد و از نظر نفتی کشور مهمی است، من هرچه فکر کردم از این نظر تفاوت مهمی با عراق ندارد.
تفاوت هشتم: ما در ارزیابی های مان در مورد عراق اشتباهات بزرگی کردیم، در حالی که در مورد ایران اینطور نخواهد بود، چون ما هیچ ارزیابی از وضع ایران نداریم و به همین دلیل بعید می دانم در ارزیابی های مان اشتباه بزرگی بکنیم.
تفاوت نهم: ما مطمئن بودیم که عراقی ها سلاح کشتار جمعی دارند، اما نمی توانستیم آنرا ثابت کنیم، اما ایرانی ها خودشان اصرار دارند که همه جور جنسی در بساطش هست و نیازی به اثبات ندارد در ضمن این ها تکنولوژی هسته ای می گویند دارند، ولی ما نمی توانیم مطمئن باشیم.
تفاوت دهم: پرچم ایران مثل پرچم هند است که وسط آن یک هلال ماه است و این با پرچم عراق که روی آن به عربی چیزهایی نوشته و روی آن تصویر یک شمشیر است، فرق می کند.

بوی بد و مرد بامزه
این سخنگوی احمدی نژاد هم آدم بامزه ای سغی می کند باشد. دکتر الهام، سخنگوی دولت همزمان با اینکه دولت اعلام کرد که فعلا زنان به استادیوم نروند، گفت: « زنان بدون هیچ نگرانی به استادیوم ها بروند.» وی که مثل همه مردم ایران از واژه مردم به جای اعضای خانواده اش استفاده می کند، گفت: « مردم دارند پولدار می شوند.» وی گفت: « پول نفت در زندگی مردم جاری شده است.» دکتر الهام در یک گفتگوی شگفت انگیز در حالی که تبدیل به یک گوله نمک( بدون ید) شده بود، گفت: « نفت ها را سر سفره ها نمی آوریم، بوی بد می دهد.» آگاهان گفتند: اگر مشکل بوی بد تا این حد جدی بود، خود احمدی نژاد هم نباید می آمد. الهام در پاسخ به این موضوع حتی یک کلمه هم نگفت.

انطباق با اعمال شاقه
منوچهر میم، عضو دون پایه وزارت امور خارجه و یکی از کارکنان نیمه وقت علی لاریجانی، اعلام کرد: « مدیرانی که منطبق نباشند کنار می روند.» به همین دلیل قرار است واحد پرسنلی با واحد حراست جمع شده و واحد منطبق سازی نیز به آن افزوده شود، تا سیاست های زیر را اجرا کند:
اول: کلیه کارکنان قدبلند به دلیل منطبق نبودن با سیاست های کشور اخراج شده و یا می بایست تعهد کنند در اسرع وقت از طریق وزنه برداری یا تحت فشارهای دیگر حداکثر قدشان 165 سانت بشود.
دوم: کلیه کارکنانی که ضریب هوشی بالاتر از هشتاد دارند، موظفند روزانه حداقل هشت ساعت به سخنرانی های حسن عباسی، محسن قرائتی، حسنی، درسهای آیت الله مشکینی گوش کنند و باید از خواندن هر کاغذی که روی آن چیزی نوشته شده خودداری کنند تا با دیگران انطباق پیدا کنند.
سوم: کسانی که دارای افکار متفاوتی هستند، سریعا دستگیر شده، کسانی که دارای هر چیز متفاوتی هستند، سریعا منطبق شده و کسانی که دارای هرگونه افکاری هستند، برای انطباق با سایرین تلاش کنند، مسائل خصوصی مانند فکر کردن را در محل کار دخالت نداده و با دیگران منطبق شوند.

گم شد، یادش رفت...
اصولا در مملکت مان اینطوری است. گم می کنیم، یادمان می رود، فراموش می کنیم، جا می گذاریم، وسط کار ولش می کنیم. هنوز شروع نشده می رویم سراغ یک کار دیگر و غیره. سعید ابوطالب، نماینده جناح راست در مجلس( انگار جناح چپ هم د اریم؟) گفت: «هیات رئیسه مجلس نامه استیضاح خود را گم کرد.» آگاهان گفتند: مهم نیست، پیش می آد. در همین راستا، برخی مورخین موارد مشابه دیگری را در طول تاریخ خاطرنشان کردند.
لاهوتی می خواست کودتا کند، اما چون یادش رفته بود به بقیه نظامیان هم کودتایش خبر بدهد، کودتا رخ نداد و مجبور شد قیام کند و طبیعتا شکست خورد.
ملت ایران می خواستند یک انقلاب ملی کنند، اما یادشان رفت و توی رودربایستی همدیگر انقلاب اسلامی کردند.
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام می خواستند به مدت سه روز سفارت آمریکا را بگیرند تا مشت محکمی به دهان آمریکا بزنند، بعد از ورود به ساختمان یادشان رفت قرار بود چه کنند، همانجا ماندند.
سرداران سپاه زمان و مکان و اسم رمز عملیات را قول دادند که به هیچ کس نگویند، اما فراموش کردند و به همه گفتند. این ها که چیزی نیست جماعتی در پاریس می خواستند کودتا کنند یادشان رفت که نباید رمز و محل کودتا را به همه بگویند گفتند و نوژه قبل از آن که به گوش اعضایش برسد به گوش جمهوری اسلامی رسید و عده ای کشته شدند.

مذاکره ایران و آمریکا که انجام شد تکذیب می شود
درست همزمان با اینکه جلال طالبانی اعلام کرد که « ایران و آمریکا با هم مذاکره کردند.» کلیه منابع احتمالا مربوط از جمله مقامات ذیربط و بی ربط اعلام کردند که ایران قصد مذاکره با آمریکا را ندارد. علی بی خیال، معروف به علی لاریجانی گفت: « ایران نیازی به مذاکره با آمریکا ندارد.» آگاهان توضیح دادند که اصولا بسیاری از کارهایی که دولت ایران انجام می دهد، کارهایی است که هیچ نیازی به آنها ندارد، ولی محض تفریح انجام می دهد. در همین راستا، یا یک راستای دیگر محسن رفیقدوست رئیس فدراسیون والیبال شد. وی که خودش نیز از کار خودش دچار شگفتی شده بود، گفت: « دولت احمدی نژاد کار عجیب زیاد می کند، این هم یکی اش»

بیگانگان چی فکر می کنند؟
یک عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم که به نظر می رسد دچار بحران زیبایی شناختی است، گفت: « کشیدن کاریکاتور احمدی نژاد به صلاح نیست و به دست بیگانگان بهانه می دهد.» آگاهان ضمن تائید این نقطه نظر اعلام کردند که اصولا کشیدن کاریکاتور از احمدی نژاد کار بیهوده ای است، به جای این کار عکس های او بطور طبیعی می تواند منتشر شود. همچنین گروهی دیگر از کارشناسان توضیح دادند که اگر بنا باشد به دست بیگانگان بهانه داده نشود، اقدامات زیر باید در اسرع وقت صورت بگیرد.
اول: احمدی نژاد جز برای غذا خوردن یا نفس کشیدن( مورد دوم چندان هم ضروری نیست.) دهانش را باز نکند، در غیر این صورت بهانه به دست بیگانگان داده می شود.
دوم: علاوه بر کاریکاتور احمدی نژاد، عکس وی نیز بهتر است در جایی منتشر نشود، چون دیدن عکس وی خود به خود به دست تماشاکنندگان عکس( اعم از بیگانگان و غیر بیگانگان) بهانه می دهد.
سوم: با توجه به اینکه در این مدت احمدی نژاد هم دیده شده است و هم متاسفانه حرف زده است، بنابراین گفتن این جمله که بهانه داده می شود غلط است و باید گفته شود بهانه داده شده است.

من ابراهیم نبوی هستم ات یاهو دات کام
آقا! بیچاره شدیم. این میل باکس یاهو من با آی دی مولاناحافظ ات یاهو دات کام که مهم ترین راه ارتباطی اینترنتی من بود در جریان تغییر پس ورد نابود شد و من دیگر دسترسی به آن ندارم. لذا موارد زیر را اعلام می کنم:
اول: کلیه دوستان و دشمنان و کسانی که در ماه گذشته به من ای میل زده اند و برایم عکسهای سفر آمریکا را فرستادند، لطفا اگر می توانند برای میل باکس جدید من عکس ها را مجددا بفرستند. ضمنا کلیه دوستان یک ای میل خالی برایم بفرستند تا آدرس شان را داشته باشم. ولذا شرمنده هستم.
دوم: در دانشگاه استنفورد یک آقای جوانی را ملاقات کردم که نامش را فراموش کرده ام. این جوان از کارگزاران(ربطی به هاشمی رفسنجانی ندارد.) فعال یاهو است. ای دوستی که نامت را فراموش کرده ام! ای دوستان استنفوردی! ای خانم خوش لهجه عزیز! که برنامه استفورد را برگزار فرمودید و بچه های آنجا را می شناسید، به ایشان (دوست کارگزار یاهویی) بگوئید لطفا به یک نویسنده فقیر میل باکس از دست داده بی پس ورد کمک کند، خدا صد ای میل در دنیا، شصت وب سایت در آخرت به او عوض بدهد. با میل باکس جدید من تماس بگیرید تا من همه چیز را برای پس گرفتن میل باکس خودم بگویم.
سوم: آدرس جدید اینترنتی من چنین است «من ابراهیم نبوی هستم» manebrahimnabavihastam@yahoo.com دست شما درد نکند. لطفا از این پس کلیه نامه ها، خرده فرمایشات، مقالات، تهدیدات، شکایات، اهانت به مسوولان، توهین به نظام، عکس های احمدی نژاد و عکس های خودم را به آدرس جدید بفرستید. خدا پدر هرچی هکر بی پدرومادر را لعنت کند. و انشاء الله در جهنم گیر وبلاگ نویس ها بیفتد تا جد و آبادش را بیاورند جلوی چشمش.


 
سه شنبه 12 اردیبهشت ماه سال 1385
زنگ های خطر برای که به صدا در می آید؟

 

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۵

شرایط خین و خین ریزی میان علمای اعلام و احمدی نژاد برسر ورود زنان به ورزشگاهها ادامه دارد. الیاس نادران از طرف دولت احمدی نژاد گفت: « نصیحت مراجع اجرا خواهد شد.» موتلفه نیز اعلام کرد: « مطمئنیم رئیس جمهور از پیگیری دستور حضور بانوان در ورزشگاهها خودداری می کند.» فعلا رئیس جمهور و مشاورینش، مطابق معمول بعد از عمل مشغول فکر کردن راه حل هستند تا بلکه از طرح ورود بانوان به ورزشگاهها عقب نشینی نکنند اما دل علما را هم در دست داشته باشند که برای ضدیت با هاشمی لازمشان دارند. دولت رسما اعلام کرد که دستور رئیس جمهور درباره ورود زنان به ورزشگاهها فعلا اجرا نمی شود. از طرف دیگر ظاهرا قرار شده که احمدی نژاد نظر رهبری را در این مورد بپرسد.

در همین راستا به گفتگوی ملت و دولت در مورد نفت و اسرائیل و ورزشگاه و زنان و اورانیوم دقت فرمائید:
دولت: ما نفت را سر سفره مردم می بریم.
ملت: دستت درد نکنه، شما بگذارش بغل آشپزخونه، خودمون می بریم سر سفره.
دولت( یک ماه بعد): ما مافیای نفتی را نابود می کنیم.
ملت: می شه بعد از نابودی مافیای نفتی، نفت رو بیاری سر سفره مون؟
دولت( دو ماه بعد): ما زمینه ظهور امام زمان را فراهم می کنیم.
ملت: داداش! یعنی آوردن نفت سر سفره ملت از آوردن امام زمان سخت تره که اول اون کار رو می کنی؟ نمی شه اول نفت ما رو بیاری سر سفره، بعد آقا تشریف بیارند.
دولت(سه ماه بعد): ما دولت را به شهرستانها می بریم.
ملت: پس دستت درد نکنه، قبل از رفتن به شهرستان این نفت رو بیار سر سفره مون بعدش هرجا خواستی برو.
دولت(چهار ماه بعد): ما اسرائیل را از روی نقشه جهان حذف می کنیم.
ملت: شما نفت رو بیار سر سفره مون، ما خودمون اسرائیل رو از روی نقشه جهان حذف می کنیم.
دولت( چهارماه و نیم بعد): یهودیان باید به اروپا منتقل شوند.
ملت: الهی درد وبلات توی سرم، شما که داری یهودیان رو به اروپا منتقل می کنی، سر راهت این نفت رو هم منتقل کن سر سفره ما.
دولت(پنج ماه بعد): انرژی هسته ای حق مسلم ماست و باید ملت ایران از آن برخوردار گردد.
ملت: الهی خیر از جوونیت ببینی. ما می دونیم که انرژی هسته ای حق مسلم ماست، ولی شما اول اون نفت رو که قرار بود بیاری سرسفره مون لطفا بیار، بعدا اگر اضافه موند یک کم هم اورانیوم بده.
دولت(شش ماه بعد): ما بانوان را به ورزشگاهها می بریم.
ملت: خدا خیرت بده، چه کار خوبی می کنی. لطفا قبل از اینکه بانوان رو ببری ورزشگاه این نفت رو بیار سر سفره مون که بانوان محترم وقتی از مسابقه برگشتند سفره مون خالی نباشد.
دولت[ نه ماه بعد] کی گفت نفت را می آورد سر سفره ما بروید از عطریانفر بخواهید که او نوشت ما هم خوشمان آمد تکذیب نکردیم . ما معمولا حرف هائی را که زده ایم تکذیب می کنیم اما این یکی را یادمان رفت. ببخشید.
جمله بوف کور: در زندگی آدمهای هستند که روح انسان را در انزوا می خورند و می خراشند، این آدمها برای اینکه نفت را سر سفره ملت نیاورند و به قول شان عمل نکنند، حاضرند هر کاری بکنند، الا همان کاری که قرار است بکنند.

من شکلات نمی خوام
بحث بر سر انرژی اتمی همچنان در حال ادامه است. آصفی، سخنگوی یکی از وزرای خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرد: «اگرتصمیم گیری درباره پرونده ایران به شورای امنیت واگذار نشود، جمهوری اسلامی نهایت همکاری را با آژانس خواهد کرد.» در همین حال علی لاریجانی یکی از وزرای خارجه جمهوری اسلامی که به نظر می رسد مدتها در سوء تغذیه دوران کودکی به سر برده و به همین دلیل تمام مثالهای هسته ای اش به شکلات و آب نبات و پفک و چیپس ختم می شود، گفت: « با شکلات راضی نمی شویم» ظاهرا شکلات برای رژیم علی لاریجانی مناسب نیست و دکتر به او گفته است که برای اینکه رژیمش را خوب حفظ کند، حتما باید کیک زرد بخورد. در همین حال، کوندالیزا رایس گفت: «ایرانی ها دارند بازی درمی آورند.» دولت آمریکا پیشنهاد جمهوری اسلامی را رد کرد. این طبیعی ترین واکنش های آمریکا بود و حدس زدن آن از هر کسی ساخته.

کانال کشی برای نخبگان
الهی بمیرم براش. بچه به این مهربانی، دلم برایش تنگ شده، در ایجاد هرگونه آشتی ملی، ملی مذهبی، آشتی دولتی، و آشتی فراجناحی و فروجناحی متخصص است. امیر محبیان، به دلیلی که کشف نشد و به نظر می رسد کشف نیز نخواهد شد، گفت: «احمدی نژاد مخالف روشنفکری دینی نیست.» وی توضیح داد: احمدی نژاد فقط با روشنفکری دینی عناد دارد، وگرنه هیچ دشمنی و مخالفتی ندارد. همچنین همین امیر فوق الذکر گفت: «دولت کانال های ارتباط خود را با نخبگان به صورت جدی فعال کند.» در همین راستا قرار شد دولت کانال های زیر را برای ارتباط با نخبگان فعال کند:
کانال مانش: دولت از این کانال می تواند با نخبگانی که به فرانسه و انگلیس رفته اند، ارتباط برقرار کند و بعد از فعالیت جدی این کانال نخبگان مذکور تصمیم می گیرند که ارتباطات خوبی با دولت برقرار کنند، در جریان این ارتباطات، دهان مسوولان امر برای برقراری ارتباط باز می شود و به محض اینکه این اتفاق شنیع می افتد، کانال مذکور مجددا بسته می شود.
کانال سوئز: دولت می تواند از این کانال برای برقراری ارتباط با نخبگان مصر و جهان اسلام استفاده کند، این نخبگان بعد از عبور از کانال مذکور با منوچهر متکی مواجه می شوند. و به محض وقوع این واقعه اسفبار رابطه قطع شده و دولت از کانال دیگری استفاده می کند.
کانال بسفر: دولت می تواند از این کانال با نخبگان و دانشجویان برگزیده ایرانی که در ترکیه برای گرفتن ویزای آمریکا به سر می برند، استفاده کند. وزیر علوم در کانال مذکور ظاهر شده و از دانشجویان نخبه دعوت می کند که به کشور بازگردند، در نتیجه نخبگان به سرعت فرار کرده و از محل حادثه می گریزند.
کانال اول تا ششم سیمای جمهوری اسلامی: دولت می تواند از شش کانال مذکور برای برقراری ارتباط با نخبگان استفاده کند، در نتیجه نخبگان به محض روشن کردن تلویزیون تصویر رئیس جمهور را دیده و چنان جذب سیمای ایشان می شوند که صدای شان درآمده و بلافاصله برای خرید ماهواره از خانه خارج می شوند تا بقیه مکانیزم جذب نخبگان براحتی صورت بگیرد.
کانال کولر: دولت می تواند از کانال های کولر زندان اوین با برخی نخبگانی که برای تفریحات سالم در محل مذکور بسر می برند استفاده کند و از همانجا نخبگان را جذب کند.
کانال مطبوعات: کانال مطبوعات در حال حاضر در انسداد فرهنگی خبری به سر می برد و قرار است در اولین فرصت این کانال در همان وضعی که بود باقی بماند.

تظاهرات علیه جنگ
تظاهرات گروهی از ایرانیان مقیم فرانسه علیه احتمال حمله نظامی آمریکا برگزار شد. در نتیجه وب سایت های امت شهیدپرور نوشتند که تظاهرات بی سابقه صدها تن از ایرانیان مقیم فرانسه در حمایت از برنامه هسته ای ایران برگزار شد. همچنین تظاهرات کم سابقه آمریکایی ها در مخالفت با حمله به ایران نیز در آمریکا برگزار شد، قرار است کیهان اعلام کند که این تظاهرات در حمایت از برنامه هسته ای ایران برگزار شده است. از سوی دیگر نوام چامسکی گفت: «ما با هرگونه حمله نظامی آمریکا علیه ایران مخالفیم.» ترجمه جمله فوق الذکر به زبان فارسی به شرح زیر منتشر شد:« ما از هرگونه برنامه هسته ای ایران حمایت می کنیم و انرژی هسته ای حق مسلم آنهاست.» می گویند از یکی از شرکت کنندگان در تظاهرات پاریس پرسیدند که چرا در کشور خودتان تظاهرات نمی کنید و او جواب داد می کنیم اما در آن جا تظاهرات برای برپا کردن جنگ است و این جا مخالفت با جنگ. این که بهتره در ضمن هوای پاریس هم بهتره . مگه نه.

**اخلاق در خانواده
همیشه با یک لبخند آغاز می شد و با یک شاخ گل به پایان می رسید. اصولا چهره های لطیف همینطوری اند، لبخند بر چهره آنها همیشه دیدنی است، حتی اگر سوزشی عمیق در جایی در درون آنان اتفاق بیفتد. براساس اخبار اعلام شده، کتاب «اخلاق در خانواده» حجت الاسلام علی اکبر حسینی معروف به «حجت الاسلام اخلاق در خانواده» تجدید چاپ شد. قرار است ناشر این کتاب به بهترین خریدارانی که رعایت کلیه مسائل اخلاقی خانواده را بکنند، یک آفتابه نسوز هدیه بدهد.
توضیح غیرواضح: هر کس نمی داند از هر کس می داند بپرسد و در صورتی که کسی را پیدا نکرد، خودش موضوع را حدس بزند.

زنگ های خطر
افروغ گفت: «زنگ خطر را برای دولت احمدی نژاد به صدا درمی آورم.» در پی این گفته، احمدی نژاد پس از شنیدن صدای زنگ مذکور گفت: آخ جون! چه صدایی می ده، موسیقی سنتی ایرانی که می گن آرامش بخشه همینه؟




 
پنجشنبه 7 اردیبهشت ماه سال 1385
آخرین خبر: استاد مطهری به شهادت رسید

 

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۷ اردیبهشت ۱۳۸۵

من برگشتم به بروکسل. دو روزی وسط زمین و آسمان بودم و زمان هم به شکل عجیبی دچار درهم ریختگی شده بود. یک دفعه در عرض پنج ساعت می دیدی که ساعت همه چیز عوض شده. سفر ایالات متحده آمریکا بسیار جالب بود. اگر بخواهم مثل ژیلا بنی یعقوب برایتان روایت کنم احتمالا همین سفر یک ماهه را در سه سال با ذکر جزئیات خواهم نوشت. قرار است خلاصه سفرنامه را بزودی با عکس و تفصیلات بخوانید. اما یک چیزی که خیالم را راحت می کند اینکه از امروز هر روز در خدمت هستم و به اقدامات مذبوحانه قبلی ادامه خواهم داد. این از اول قصه.

آخرین خبر: استاد مطهری به شهادت رسید
من خواهش می کنم، تمنا می کنم، تقاضا می کنم، عاجزانه درخواست می کنم که یک آدمی را مامور خبررسانی به آقای خزعلی کنیم. کسی که بتواند اتفاقاتی را که در سی سال گذشته رخ داده است، به اطلاع ایشان برساند. اگر گوش شان سنگین است، برایشان روی کاغذ بنویسید یا حداقل عکسش را بکشید که ایشان متوجه بشوند که در این سی سال چه اتفاقاتی افتاده است. بنا به گفته باستان شناسان و دیرینه شناسان و مسوولان موزه تاریخ طبیعی، آیت الله خزعلی گفت: « دانشگاهها عالی می شوند، به شرط اینکه کار را به مطهری ها و مصباح ها بدهید، ببینید می توانند یا نمی توانند؟» در همین راستا دیرینه شناسان اعلام کردند که این کار را نمی توان انجام داد، چون آیت الله مطهری( تخت طاووس سابق) در حال حاضر 27 سال است که به شهادت رسیده و از هر گونه فعالیت دانشگاهی معذورند، نه اینکه خودشان دلشان نمی خواهد، اصولا وقتی کسی در قید حیات نیست، از انجام اقدامات دانشگاهی هم معذور است. همچنین مقرر شد که وقایعی مانند درگذشت آیت الله خمینی، رفتن بنی صدر از ایران، سقوط کمونیسم، ایجاد اینترنت، سقوط صدام حسین و مسائلی از این دست را به اطلاع این برادر باستانی برسانند.

کیک زرد به جای نفت سرسفره مردم
محمود قدم خیر، در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت کرد و ضمن تکذیب این نکته که وی هرگز نگفته است که می خواهد درآمد نفت را سر سفره مردم بکشاند، اعلام کرد که منظورش از «درآمد» همان «هزینه» بوده و منظورش از «نفت» همان «اورانیوم» بوده و منظورش از کشاندن سرسفره مردم، همان کشاندن پای ارتش آمریکا به ایران بوده است. وی که در این مصاحبه از خودش به صورت سوم شخص نام می برد، گفت:« احمدی نژاد یک معلم مدرسه است و بسیار صلح دوست است و تا امروز آزارم به هیچ فردی نرسیده است.» آگاهان پس از شنیدن این جمله گفتند: پس این یکی احمدی نژاد که ما می شناسیم چه کسی است؟ کارشناسان احتمال می دهند که احمدی نژاد در روزهای آینده جمله زیر را درباره خودش بگوید:
- احمدی نژاد یک دانشمند است که سرش را پائین انداخته و به تحقیقات علمی ادامه می دهد و اصلا از اینکه جلوی دوربین ژست بگیرد بدش می آید. واقعا این احمدی نژاد خیلی مامان است و در این مدتی که من می شناسم، با ایثار و فداکاری زحمت کشیده و من واقعا از خودم تشکر می کنم که وجود دارم.

مراسم عقد در استادیوم برگزار می شود
به دنبال اعلام طرح ورود بانوان به ورزشگاهها، که با استقبال مراجع تقلید مواجه شده و همه مراجع با آن مخالفت کردند، مهدی کوچک زاده، عضو کمیسیون اعصاب و روان مجلس شورای اسلامی گفت: «احمدی نژاد هیچ چیزی را منع و هیچ چیزی را آزاد نکرده است.» آگاهان ضمن تشکر از اطلاعات ذیقیمتی که وی با بیان جمله اخیر در اختیار ملت شریف ایران قرار داده بود، گفتند: woooooow، همچین کوچک زاده گفت: « پرداختن به مسایل دست چندم مشکلات اصلی مردم نیست.» البته علی آبادی، مسوول ورزش کشور، یکی از علی آبادی هایی که مثل سایر علی آبادی ها و حسن آبادی ها و شریف آبادی ها جزو آبادگران است، اعلام کرد: «حضور بانوان مجرد در ورزشگاهها ممنوع است.» آگاهان پیش بینی می کنند که برای ورود بانوان و اعضای خانواده مربوطه از این پس آوردن اسناد و مدارک زیر برای ورود به ورزشگاه الزامی خواهد بود:
اول: فتوکپی عقد نامه، همراه با اصل آن و در صورت لزوم آوردن عاقد و دو شاهد عقد به ورزشگاه.
دوم: در مورد بانوانی که نامزد دارند، در هنگام خرید بلیط می توانند در محل و قبل از ورود به استادیوم با حضورعاقد معتبر ریاست جمهوری عقد کنند و بعد از پایان مسابقه نیز موظفند وام ازدواج از شهرداری دریافت کرده و رسید بدهند که این همان وام است که در دوران شهرداری احمدی نژاد درست شده، بعد باید برای گذران ماه عسل به مشهد بروند.
سوم: به دلیل ضرورت رضایت پدر، حضور پدر عروس(منظور تماشاچی فوتبال است) در استادیوم ضروری است.
چهارم: آوردن برگه آزمایش اعتیاد برای کلیه حاضرین در استادیوم ضروری است.
پنجم: در مورد کسانی که طلاق گرفته اند، باید حداکثر سه ساعت قبل از آغاز مسابقه به شوهر سابق خود رجوع کنند و در صورت عدم امکان سازش به شوهر سابق یک نفر دیگر رجوع کنند.
ششم: در مورد بانوانی که سه طلاقه شده اند، حتما برای دریافت بلیط محلل به همراه داشته باشند. این بانوان می توانند همراه با محلل و در حالی که به او پشت کرده اند بازی را تماشا کنند.
شرایط بعدی در اطلاعیه آتی به اطلاع می رسد.

رئیس جمهور باید چه کار نکند؟
اصولا در ایران لازم نیست به یک رئیس جمهور بگوئیم چه کارهایی را بکند، چون معمولا کسی که رئیس جمهور ایران می شود، کارهایی را که مردم ایران از او انتظار دارند نمی کند، بلکه باید از او عاجزانه بخواهیم که یک کارهایی را نکند، در همین راستا پنج عملی که قبلا انتظار داشتیم روسای جمهور قبلی انجام ندهند و آنها انجام می دادند، و پنج عملی را که فعلا انتظار داریم رئیس جمهور فعلی انجام ندهد و وی انجام می دهد، اعلام می کنیم.

کارهایی که روسای جمهور قبلی باید انجام نمی دادند
1) آنها نباید توجه خودشان را فقط به اقتصاد یا فرهنگ یا سیاست معطوف می کردند، بلکه باید همه جانبه نگاه می کرند.
2) نباید اجازه می دادند اقتدار ریاست جمهور منتخب تحدید شود.
3) نباید کاری می کردند که قدرت اجرایی در دست یک گروه متمرکز شود و گروههای سیاسی دیگر از قدرت کنار گذاشته شوند.
4) نباید جلوی رسانه های آزاد را می گرفتند و امکان اصلاح خود را از بین می بردند.
5) نباید با گرفتار شدن در شعارهای پوپولیستی اقتدار ملی و منافع ملی کشور را مورد بی توجهی قرار می دادند.
6) نباید گول حمایتت می کنیم ... حمایتت می کنیم روزهای اول را می خوردند.

کارهایی که احمدی نژاد نباید انجام بدهد
1) نباید جلوی ده هزار نفر آدم با کفش پاشنه خوابیده راه برود و جلوی مردم پایش را از توی کفش دربیاورد و پشت پایش را جلوی مردم خرت و خرت بخاراند.
2) وقتی از خواب بیدار می شود باید موهایش را شانه کند و سعی کند با لباس تمیز جلوی مردم برود.
3) نباید وسط اجرای مراسم بندکفشش را ببندد، این کار را باید توی خانه بکند.
4) جلوی مردم نباید دستش را توی دهانش بکند یا با آستینش دماغ پاک کند، چون ممکن است فیلمبرداری کنند.
5) نباید وقتی رئیس جمهور یا پادشاه یک کشور دارد با او حرف می زند، سرش را بیندازد پائین و برود جلوی دوربین بایستد تا تصویرش را بگیرند.
توضیح ضروری: اصولا دارد به تدریج میزان انتظارات ما از ریاست جمهوری از حد اقتصاد و سیاستگذاری و جامعه مدنی به حد کفش و جوراب و شانه و بوگیر و این جور چیزها می رسد.

برگزیده آخرین اخبار موسیقی هفته
آخرین اخبار موسیقی هفته را حتما پیگیری کنید. برای اینکه مطلع شوید که آخرین اتفاقاتی که در موسیقی هفته افتاده است، چیست، وب سایت رادیو فردا را بخوانید. این وب سایت برای اینکه نشان بدهد که آخرین اخبار موسیقی هفته را منتشر می کند، یک عکس کوروش یغمایی را که سی سال قبل گرفته شده بود، منتشر کرده است. همچنین برای خواندن همه چیزهایی که در مورد مریم دی جی نمی دانید، و طبیعی است که این موضوع مهم ترین موضوع زندگی فرهنگی ایران است به وب سایت بی بی سی آنلاین بروید تا با اخبار مریم دی جی که هر سی ثانیه یک بار به روز می شود آشنا شوید.

مزید اطلاع
کنفرانس مشکلات فضانوردی برای مسلمانان در مالزی تشکیل شد و قرار است اتفاقات جالبی در آن بیفتد. ظاهرا آن عرقخور روسی که ماه گذشته در تهران میهمان دولت احمدی نژاد بود و پیشنهاد داد که توسط سفینه روسی فضانورد مسلمان به آسمان بفرستند، موفق شد پروژه را در مالزی بفروشد و به پورسانتاژ مناسبی هم دست یافته، بزودی نامش در فهرست ثروتمندان جهان ثبت می شود و یک تیم فوتبال هم در انگلستان می خرد.


   1      2      3      4    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 70353


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها