طنز نوشته های ابراهیم نبوی
  
 این وبلاگ را آقای نبوی نمی نویسد . البته با ایشان هم بی ازتباط نیستیم
 
دی 1385
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
 
آرشیو
موضوع بندی
 
یکشنبه 28 خرداد ماه سال 1385
این ترک های آمریکایی!

 

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۰ خرداد ۱۳۸۵

یک کسی در این دنیا نیست که به ما بگوید بالاخره این آقایان دارند جکار می کنند؟ صبح که از خواب بلند می شوند می خواهند اورانیوم 2 درصد غنی کنند، شب که می شود بیست میلیون نفر با همدیگر جوش کشف می کنند و به ما هم توضیح نمی دهند که بدانند جوش هسته ای از نوع غرور جوانی است یا از آن کورک هاست که کندنش عذاب است . حالا باید منتظر بمانیم تا ببنیم که کی بوش به جوش می آید. صبح که می شود ایران طرفدار صلح است، شب که می شود صدهزار نفر می خواهند عملیات انتحاری کنند البته به اسم استشهادی.
می گویند یک آقایی که قدش کوتاه بود، با خانمی قدبلند به نام ایران خانم به زور ازدواج کرده بود و در حال نکاح به عنف بود. بالاخره شب وصال رسید و این آقای قدکوتاه تصمیم به مهرورزی با این خانم قدبلند گرفت. اول تصمیم گرفت برای مهرورزی طرف را بطور صلح آمیزی ماچ کرده و به قول برره ای ها از خودش صلح در وکند، اما وسط ماچ صلح آمیز بود که تصمیم گرفت بطور زیرزیرکی از همان پائین اقدامات هسته ای بکند، درست وسط اقدامات هسته ای بود که تصمیم گرفت دوباره مهرورزی نشان داده و طرف را ماچ کند، رفت بالا و اقدام به مهرورزی کرد، اما کمی که مهرورزی کرد، دوباره فشار خونش بالا رفت و هوس کرد که اقدامات هسته ای کند، هی رفت بالا و هی آمد پائین، عروس خانوم قدبلند که از بالا و پائین رفتن داماد قدکوتاه ناراحت شده بود، گفت: آقا دوماد! اول یک کار رو تموم بکن، بعد برو سراغ کار بعدی. حالا حکایت ماست. هر کدام از این تازه دامادهای قدکوتاه را که می بینی افتادند به جان این عروس قد دراز و هی از این بیچاره بالا و پائین می روند.

غنی سازی محدود یا نامحدود؟
دو روز قبل، الهام گفت: « ایران سقف غنی سازی اورانیوم را پنج درصد تعیین کرد.» اما چند ساعت بعد، آصفی از خواب بیدار شد و اعلام کرد: « غنی سازی محدود نمی کنیم.»

توقیف می شود، توقیف نمی شود؟
دیروز صبح، اعلام شد که کاریکاتوریست و سردبیر «ایران جمعه» آزاد می شوند. سه ساعت بعد، وزیر دادگستری به هوش آمده و مصاحبه مطبوعاتی کرده و گفت: « تا تشکیل دادگاه روزنامه ایران رفع توقیف نمی شود.»

دشمن هستند؟ دشمن نیستند؟
رهبر انقلاب و رئیس جمهور و هاشمی رفسنجانی و وزیر کشور و رئیس مجلس اعلام کردند که کسی حق اهانت به ترک ها را ندارند، و مملکت مال ترک هاست و تمام تاریخ ایران تاریخ آذربایجان است و یک عالمه تعارف تیکه پاره کردند، در همان زمان، از سوی دیگر همان رهبر انقلاب و رئیس قوه قضائیه و وزیر کشور و سخنگوی دولت و سایر مقامات اعلام شد که معترضین آذربایجانی، عوامل دشمن، بیگانگان و عناصر خارجی هستند. ضمنا معلوم شد که عوامل خارجی همان ملت غیور هستند و همه کسانی که شهید شدند همان هایی هستند که معدوم شدند.

خارج بروند؟ از خارج برگردند؟
دیروز صبح، احمدی نژاد نماینده آبادگران روی زمین و احتمالا رئیس جمهور اسلامی ایران گفت: «دولت از ایرانیان مقیم خارج دفاع کند.» همان دیروز سید مهدی طباطبایی، عضو ائتلاف آبادگران که دچار بحران شدید شده بود، گفت: «کسانی که حاضر نیستند حجاب را رعایت کنند، از کشور بیرون بروند، چون در کشور اسلامی مانند ایران جایی برای آنها نیست.»

طلاها مادی است یا معنوی؟
در پی اعتراضات گسترده نیروهای اصولگرای کشور به خودشان در مورد اهدای سکه های طلای بیست گرمی از سوی وزیر کشاورزی به برخی نمایندگان مستضعف و پابرهنه مجلس که اعلام شده بود این اقدام کار بسیار بدی است، غلامحسین الهام، معروف به الهام خوش خنده، گفت: « سکه های طلای اهدایی وزیر جهاد به نمایندگان جنبه معنوی دارد.» قرار است از این به بعد فقط چیزهای کثیفی مثل کتاب و لوح تقدیر ارزش مادی داشته باشد و چیزهای پیش پاافتاده ای مثل سکه طلا که غلامحسین کرباسچی بخاطر دادن چند تا از آنها زندانی شد، از امروز جنبه معنوی داشته باشند.

خودت گل، دولتت گل، وزیرت گل، رئیست گل...
عبدالله گل در ملاقات با وزیرخارجه اسرائیل گفت: «ترکیه کاملا مخالف گسترش سلاح های هسته ای است.» وی زمانی که در اسرائیل بسر می برد، گفت که منظورش از این حرف مخالفت با برنامه اتمی ایران است، اما در بازگشت از سفر اعلام کرد که منظورش از این گفته مخالفت با سلاح های هسته ای اسرائیل است.

این ترک های آمریکایی
من فکر می کنم با وجود این همه خارجی که در ایران علیه حکومت تظاهرات می کنند، بهتر است یک برنامه ریزی درست بکنیم تا به جای درآمد نفت از درآمد توریست های شورشگر کسب درآمد کنیم. این خیلی بهتر است تا اینکه وابسته به نفت باشیم یا دائما جوش صادرات غیرنفتی را بخوریم. چون اینطور که مسوولان امور می گویند هر روز یکی دو تظاهرات چند هزار نفری توسط عوامل بیگانه در ایران و بخصوص در آذربایجان برگزار می شود، هرچه باشد این عوامل بیگانه خارجی هستند و ما باید از آنها درآمد داشته باشیم، البته خارجی ها در هرجایی برای انجام یک کاری می روند. مثلا:
پاریس: می روند که موزه لوور و برج ایفل را ببینند.
رم و فلورانس: می روند که آثار تاریخی و هنری ایتالیا را ببینند.
هلند: می روند به آمستردام تا جوینت بزنند و شبها در ردلایت استریت ول بچرخند.
بروکسل: می روند تا در رستوران های ویژه این شهر غذا بخورند و در کنفرانس شرکت کنند.
دبی: برادران عرب از کشورهای مجاور می روند تا خوشگذرانی شبه عربی کنند.
هاوانا: می روند تا با دست آوردهای انقلاب کوبا روابط سکسی سیاسی برقرار کنند.
مکه و مدینه: می روند تا خانه خدا را زیارت کنند.
ایران: می روند تا علیه حکومت تظاهرات کرده و آنرا سرنگون کنند.
در همین راستا، محمد علی ذبیحیان فرماندار تبریز گفت: «آشوبگران دیروز تبریز افراد وابسته به کشورهای خارجی بودند.» 27 سال قبل نیز در تظاهراتی که در تبریز اتفاق افتاد و در آن مردم آذربایجان از انقلاب اسلامی دفاع کردند، دولت وقت اعلام کرد که خارجی ها عامل اغتشاش بودند. 50 سال قبل هم در کودتایی که باعث سقوط دولت مصدق شد، همه مردم ایران متفق القول بودند که خارجی ها عامل سقوط دولت بودند. 65 سال قبل هم در ماجرای فرقه دموکرات آذربایجان، دولت ایران اعلام کرد که خارجی ها عامل جدایی آذربایجان از ایران بودند. 85 سال قبل هم خارجی ها با کودتا رضاخان را برسر کار آوردند، 100 سال قبل هم انگلیسی ها انقلاب مشروطه کردند، من نمی فهمم این همه خارجی در مملکت ما چی کار می کنند؟ و ملت ایران اصلا کجاست در این وقایع.

نصب العین
رئیس مجلس شورای اسلامی که در حقیقت قرار بود در راس امور باشد که در حقیقت رئیس نمایندگان ملت ایران است که این نمایندگان قرار است از حقوق ملت ایران دفاع کنند و این رئیس مجلس که در راس امور است، قبلا رئیس فرهنگستان ادب پارسی بوده و سالها مواظب بوده که زبان فارسی از بین نرود و این رئیس مجلس کسی است که از سی سال پیش اهل فکر بوده و کتاب می نوشته و احتمالا موقع نوشتن هم فکر می کرده و معمولا انسانی که فکر می کند، بعد از گذشت سی سال احتمالا بیشتر فکر می کند و یواش یواش انسانی متفکر می شود. در هر حال رئیس مجلس گفت: «رهنمودهای رهبر انقلاب را نصب العین قرار می دهیم.» متخصصان و کارشناسان ادبیات عربی و فارسی اعلام کردند که منظور از نصب العین این است که نصب می کنند یا می گذارند یا وصل وی کنند روی چشم شان.

کاخ سفید در بحران
واقعا هم آدم باید احساس عجز کند. هرکسی باشد همین حالت را پیدا می کند. ساده که نیست. پورمحمدی، وزیر کشورگفت: «آمریکایی ها از پاسخ دادن به نامه احمدی نژاد عاجز مانده اند.» آگاهان ضمن پذیرش عجز آمریکایی ها از پاسخ دادن به نامه احمدی نژاد دلایل زیادی را برای این عجز مورد نظر قرار دادند. اولا که به نظر می رسید که بوش دقیقا فهمیده است که احمدی نژاد چه حرف هایی در آن نامه زده است، چرا که گفت: « نامه احمدی نژاد چیزی در حدود 16 یا 17 صفحه تایپ شده بود.» این موضوع نشان می دهد که بوش نسبت به گذشته خیلی پیشرفت کرده است، چون قبلا نه تشخیص می داد که نامه چند صفحه است و نه می توانست متوجه شود که این نامه با دست نوشته شده یا تایپ شده است. بنا براین معلوم می شود که بوش کاملا متوجه مضمون نامه احمدی نژاد شده است. اما فقط بوش هم نبود که متوجه نامه احمدی نژاد شد، مایکل مور، فقیه عالیقدر جدید هم که با آقای مصطفی فقیهی مصاحبه کرده است، در مورد این نامه اظهار نظر عجیب و باورنکردنی کرد. وی گفت: «در مورد محتوای نامه نظر خاصی ندارم.» احتمالا منظور مایکل مور این بود که این چیزا یعنی چی؟ در هر حال ما گشتیم و گشتیم و نهایتا دلایل زیر را برای عجز کاخ سفید از پاسخ دادن به نامه احمدی نژاد کشف کردیم:
دلیل اول: کاخ سفید متوجه نشد که احمدی نژاد منظورش چی بوده؟
دلیل دوم: کاخ سفید متوجه نشد که چرا احمدی نژاد این نامه را برای بوش نوشته است؟
دلیل سوم: کاخ سفید متوجه نشد که چرا باید سووالاتی را که باید سنای آمریکا از رئیس جمهور آمریکا می پرسید، رئیس جمهور ایران از رئیس جمهور آمریکا پرسیده است؟
دلیل چهارم: کاخ سفید به این نتیجه رسید که برای دادن پاسخ مناسب به نامه احمدی نژاد بوش باید مسلمان شود و حکومت آمریکا باید تغییر کند و چون در حال حاضر برای این کار آمادگی کافی را ندارد، احساس عجز کرده است و نمی داند چه کند.
دلیل پنجم: کاخ سفید متوجه شد که نامه احمدی نژاد را حکومت ایران هم جدی نگرفته است، حالا هم می ترسد که اگر جواب نامه را بدهد، آصفی اعلام کند: کدام نامه؟ ما که نامه ای نفرستادیم.
خب، طبیعی است، بوش که هیچی، حتی اگر یک آدم عاقل و منطقی هم رئیس جمهور آمریکا بود، از پاسخ دادن به این نامه عاجز می شد.

مایکل مور و لوئیس فراخان وارد می شوند
به نظر من مصاحبه مصطفی فقیهی و مایکل مور یک کار حرفه ای و واقعا خوب بود. مایکل مور در این مصاحبه ضمن بی عقل خطاب کردن بوش، وی را احمق و مضحک خواند و گفت: «شک ندارم که بزودی شاهد گفت و گوی ایران و آمریکا خواهیم بود. اما اندکی از اطمینانم کم می شود که می بینم جرج بوش هنوز رئیس جمهور است.» وی در مورد احمدی نژاد همان خصوصیتی که همه از وی درک کرده اند، یعنی عجیب و غریب بودن را بیان کرد و گفت: « برایم جالب است که ایران رئیس جمهور عجیب و در عین حال جالبی مانند احمدی نژاد دارد.» نکته مهم اینکه این اظهارات مایکل مور در گفتگو با یک وب سایت ایرانی صورت گرفت و ظاهرا ایران دشمن آمریکاست. از سوی دیگر لوئیس فراخان، رهبر مسلمانان آمریکا در حضور خبرنگاران و اصحاب رسانه ای کوبا گفت: « آقای احمدی نژاد! ما از شما پشتیبانی می کنیم.» از مصاحبه مایکل مور و لوئیس فراخان نتایج زیر را می توان اخذ نمود:
اول: آمریکا کشوری بسیار دموکراتیک است، چون در آن رهبر مسلمانان کشور، از رئیس جمهور کشور دشمن پشتیبانی می کند و یکی از فیلمسازان مخالف به رئیس جمهور می گوید احمق و عجیب این است که آنها این حرفها را در آمریکا می زنند و بوش هم آنها را مثل گنجی زندانی نمی کند.
دوم: فرض کنید سازگارا و یا گنجی به رهبر کشور این حرفهایی را که مایکل مور زده بودند می زدند و رهبر کلیمیان ایران به رئیس جمهور آمریکا می گفت: «آقای بوش! ما از شما پشتیبانی می کنیم» به نظر شما چه اتفاقی می افتاد؟

منوچ گالیور، دور دنیا در هشتاد روز
منوچهر میم. عنصر ناشناخته و یکی از مدعیان وزارت خارجه که ظاهرا برای اینکه زیاد زیر دست و پا نباشد در سفر به سر می برد، هفته پیش به عراق رفت و چون کسی او را به عنوان وزیر امور خارجه به رسمیت نمی شناخت با آیت الله سیستانی ملاقات کرد و در این ملاقات از وی پرسید: اگر یک نفر وسط نماز ظهر و عصر شک کند وزیرخارجه هست یا نه باید اصل را روی چی بگذارد؟ ایشان هم گفتند: منوقهر![مثل قری قوری بیک به جای گریگوری پک] برو سراغ کار و زندگیت، این قدر هم مزاحم من نشو. منوچهر فوق الذکر پس از عراق به لبنان رفت و در آنجا چون هیچ کسی را برای ملاقات پیدا نکرده بود، به کوالالامپوررفت و دیروز در آنجا اعلام کرد که: « ایران آمادگی خود را برای از سرگیری مذاکرات با سه کشور اروپایی درباره غنی سازی اورانیوم اعلام می کند.» با توجه به اینکه از این اظهار نظر چند ساعت بیشتر نمی گذرد، هنوز کسی اظهارات منوچهر، مردی که تصور می کند وزیرخارجه ایران است را تکذیب نکرده است، اما آگاهان مطمئن هستند که تا یکی دو ساعت دیگر مقامات اصلی وزارت خارجه این اظهارات را تکذیب خواهند کرد. البته من این حرف ها را قبل از خواندن گزارش دیروز کیهان درباره ناگفتنی های سفر وزیر خارجه به عراق، نوشته ام. بعد از خواندن آن گزارش به ویژه قسمت مربوط به عبور اتومبیل های ضدگلوله از میان محله تروریست های بغداد نظرم عوض شد و فردا درباره آن گزارش توضیح می دهم.

زورآباد و دولت آباد
بخدا مملکت خوبی داریم و قدرش را نمی دانیم. همین چند روز قبل فیلم رستگاری در هشت و بیست دقیقه سیروس الوند را دیدم، کلی تگزاس است. واقعا که ما داریم در ایران همین چیزهایی را که آمریکایی ها فیلم می کنند، ما زندگی می کنیم. اصلا فیلمی هستیم برای خودمان. براساس اعلام نیروی انتظامی « در درگیری میان سی نفر از اوباش شهرری، 16 خودرو آسیب دید و 15 نفر از متهمان دستگیر شدند. میانگین سنی این افراد 17 تا 22 سال بود. این درگیری بین اهالی باروت کوهی شهرری و زورآباد دولت آباد صورت گرفته بود.» فکر کن! اسم محل هم باروت دارد، هم کوهی است، آن طرف هم زورآباد و دولت آباد است، طبیعی است که روزی شصت نفر همدیگر را جر می دهند. تازه سرگنده زیر لحاف است. هر روز که پیش می رود ما به نقطه بحرانی قدرت پیدا کردن گروههای جرم و جنایت نزدیک می شویم. قیمت جان آدمها پائین می آید، جرم و جنایت سودآور است، جکومت قدرت کنترل جامعه را ندارد، دولت دماغ خودش را نمی تواند بالا بکشد، حاصل اش همین است که هست. به نظر من هم فقط یک راه دارد. هر روز صبح از خواب بیدار شویم و ده بار تکرار کنیم: انرژی هسته ای حق مسلم ماست.

شارون استون با تام کروز؟
من پیش بینی می کنم که در سال آینده حتما کتی هلمز برنده جایزه بهترین بازیگر زن اسکار و کن و برلین می شود. کتی هلمز را نمی شناسید؟ بابا! خیلی معروف است. همین همسر اخیر تام کروز را عرض می کنم. نمی دانم چه معجزه ای است که هر زنی که از تام کروز طلاق می گیرد، از یک بازیگر معمولی تبدیل به یک بازیگر درخشان می شود. پریروز فیلم «بازگشت» پدرو آلمودووار را دیدم. عجب فیلم خوبی بود و عجب بازی خوبی کرده بود این پنه لوپه کروز که مدتی است برای رشد بازیگری و پیشرفت در سینما از تام کروز جدا شده است. قبلا هم « نیکول کیدمن» نیم ساعت بعد از اینکه از تام کروز طلاق گرفت، چهارتا فیلم عالی بازی کرد و برنده اسکار و کن شد. امروز هم اعلام شد که «کن لوچ» فیلمساز بریتانیایی جایزه نخل طلای کن را برد. «پنه لوپه کروز» برنده جایزه بهترین بازیگر زن در فیلم «بازگشت» پدرو آلمودووار شد. احتمالا کتی هلمز یک سال بعد از جدا شدن از تام کروز برنده اسکار بهترین بازیگر زن می شود. پیشنهاد می کنم شارون استون هم اگر می خواهد اسکار بگیرد، بایستد توی صف که سه سال بعد با تام کروز ازدواج کرده و چهارسال بعد از وی جدا شده و پنج سال بعد اسکار بگیرد.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 70350


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها