طنز نوشته های ابراهیم نبوی
  
 این وبلاگ را آقای نبوی نمی نویسد . البته با ایشان هم بی ازتباط نیستیم
 
دی 1385
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
 
آرشیو
موضوع بندی
 
یکشنبه 28 خرداد ماه سال 1385
سه قضیه درباب توطئه در قم

 

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۷ خرداد ۱۳۸۵

در راستای اینکه در جریان سخنرانی هاشمی رفسنجانی، مردی که هر وقت کتک می خورد یا مورد تعرض قرار می گیرد کشف می شود که از یاران انقلاب بوده است، گروهی ضمن اعتراض به سخنان وی اقدام به فشارهای غیرمنطقی کردند و سخنرانی را به هم زدند، بازرسان و کارآگاهان ویژه در محل حضور یافته و ضمن بررسی شرایط مجلس سخنرانی و از روی کشف و شهود، نظریات زیر را در مورد اینکه متهم کیست و چه کسانی اقدام به این اقدام کرده اند، ارائه می شود:

صحنه ماجرا
هاشمی رفسنجانی، مردی که بطور طبیعی مردم ایران با او مشکل دارند، حتی اگر عکس موضوع هم ثابت شود، در جریان یک سخنرانی در قم، مورد تعرض گروهی از خدا باخبر قرار گرفت.( توضیح: با توجه به ظواهر و بواطن این افراد معلوم است که از خدا با خبر بودند، و احتمالا دلیل حمله نیز این بود که زیادی از خدا با خبر بودند.) در پی این تعرض و فشارهای جنبی ناشی از تعرض، استانداری قم و عوامل مربوطه پنج نفر از معترضین را دستگیر کرده و جهت آموزش برای حمله بهتر آنان را بازداشت کرد. فعلا شخص مورد تعرض یعنی آقای هاشمی رفسنجانی در خانه به سر می برد.

قضیه اول
براساس خبر اعلام شده از میان پنج نفری که به عنوان عوامل تشنج دستگیر شدند، محض رضای خدا هر پنج نفرشان طلبه هستند.
نتیجه گیری منطقی: چون این پنج متهم طلبه بودند و افرادی مانند غلامحسین کرباسچی و محسن کدیور و سید محمد خاتمی هم سالها قبل طلبه بودند، بنابراین می توان نتیجه گرفت که اصلاح طلبان و کارگزاران دست به دست هم داده و به هاشمی تعرض کرده اند تا در انتخابات خبرگان مصباح یزدی انتخاب نشود.

قضیه دوم
حسین جلالی، مسوول دفتر آیت الله مصباح یزدی اعلام کرد که در روز حادثه من به زرند کرمان رفته بودم، حاج آقا مصباح هم در جهرم بود و یکی دیگر از اعضای شورای شهر نیز که متهم است در شهر یزد بود، بنا براین ما با اخلالگران رابطه نداریم.
نتیجه گیری فیزیکی: با توجه به اینکه در درگیری های قبلی آقای مصباح معمولا علاقه خاصی داشت که خودش یا مسوول دفترش، یا هر دو با هم مخالفین شان را کتک بزنند و به آنها تعرض کنند، چون در این برهه حساس زمانی در قم حضور نداشتند، بنابراین احتمالا این عمل توسط اکبرگنجی که در روز واقعه در مسکو بوده است، صورت گرفته است. چون احتمال اینکه اکبر گنجی با هواپیما از مسکو به قم آمده و این اقدام را انجام دهد، بیشتر است تا اینکه اعضای موسسه یا دانشجویان آن این کار را بکنند.
نتیجه گیری منطقی: با توجه به اینکه در زمان حمله آمریکا به ویتنام، ریچارد نیکسون در ویتنام بوده و در زمان حمله آلمان به روسیه آدولف هیتلر در مسکو بوده و در زمان حمله آمریکا به عراق، جرج بوش در بغداد بسر می برده، بنابراین حضور متهم در صحنه لازم است، وگرنه اتهام وارد نیست.
عکس نتیجه گیری منطقی: با توجه به اینکه در روز حادثه آیت الله منتظری و موسوی اردبیلی و جوادی آملی در قم بودند، و این سه نفر هم خرده حساب هایی با هاشمی دارند، از جمله اینکه هر سه نفرشان با احمدی نژاد مشکل دارند و چون هاشمی هم با احمدی نژاد مشکل دارد، بنابراین منطقا کسی که مخالف مخالف من است، بنابراین مخالف من هم هست، پس یکی از این سه نفر( منتظری، موسوی اردبیلی و جوادی آملی عامل تعرض به هاشمی هستند.)

قضیه سوم
حسین جلالی، مسوول دفتر مصباح یزدی گفت: کسانی که در مراسم آقای رفسنجانی اخلال کردند از اعضای موسسه نبودند و این ماجرا به موسسه آقای مصباح هیچ ربطی ندارد... وی کمی بیشتر فکر کرد و ادامه داد: البته ممکن است بعضی از افرادی که در جلسه حضور پیدا کرده اند کسانی باشند که یک بار از جلوی موسسه رد شده باشند، چون موسسه ما بزرگ است و هر روز صدها هزار نفر از جلوی موسسه ما رد می شوند.... وی باز هم بیشتر فکر کرد و ادامه داد: یک نکته دیگر هم این است که گاهی اوقات کسانی که از جلوی موسسه ما رد می شوند، وارد موسسه شده و بعد از مدتی دانشجوی موسسه می شوند، ممکن است بعضی از دانشجویان احتمالا در این مراسم حضور پیدا کرده باشند که این موضوع به این معنی نیست که در مراسم اخلال کرده اند... وی باز هم فکر کرد و گفت: بعید هم نیست که کلیه این افرادی که به عنوان اخلالگر در این مراسم دستگیر شده اند دانشجویان موسسه ما باشند، چون اصولا ما دانشجو زیاد داریم و همینطور که می دانید اصولا دانشجو اخلال هم می کند.... وی کمی بیشتر به مغزش فشار آورد و گفت: درست است که افرادی که دستگیر شدند دانشجویان موسسه بودند، اما رابطه ارگانیکی وجود نداشته است که مثلا فرض کنید موسسه تصمیم به اخلال در این مراسم گرفته باشد.... وی در حالی که چشم هایش را تنگ کرده بود و به خودش فشار آورده بود، گفت: این افراد دانشجویان ما بودند که براساس اراده شخصی و استقلال خود دست به این کار زدند، چون دانشجویان ما خیلی مستقل هستند و معمولا وقتی می خواهند به کسی حمله کنند یا سر کسی را بشکنند و یا سنگ پرت کنند و یا گاز بگیرند معمولا با اراده شخصی و استقلال دست به این کارها می زنند.... وی ادامه داد: البته افراد دستگیر شده دانشجویان فعال موسسه بودند که مسوولان اصلی موسسه هستند ولی ارتباط ارگانیک ندارند، بلکه در یک جلسه نشسته اند و تصمیم گرفته اند که چنین کاری انجام شود.... وی باز هم فکر کرد و گفت: البته با توجه به اینکه آیت الله مصباح و من در سفر بودیم ممکن است جلسه در دفتر من تشکیل شده باشد، ولی هیچگونه ارتباط ارگانیکی وجود ندارد.... وی ادامه داد: من خودم حمله کردم، ولی من نه با خودم ارتباط ارگانیک دارم و نه با آقای مصباح.
نتیجه گیری اخلاقی: آدم اصولا وقتی یک کاری کرد نباید زیاد در مورد آن حرف بزند.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 70352


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها