طنز نوشته های ابراهیم نبوی
  
 این وبلاگ را آقای نبوی نمی نویسد . البته با ایشان هم بی ازتباط نیستیم
 
دی 1385
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
 
آرشیو
موضوع بندی
 
یکشنبه 28 خرداد ماه سال 1385
چه کنیم که در مقابل پرتغال پیروز شویم؟

 

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۲۴ خرداد ۱۳۸۵

همان طور که شکست شش بر صفر ایران در مقابل آنگولا اصلا بعید نیست، پیروزی چهار بر صفر ایران در مقابل همان آنگولا هم بعید نیست. به نظر من راه هایی وجود دارد که تیم ملی ایران اگر به این راه ها برسد، احتمال دارد که ما در مسابقه روز شنبه در مقابل پرتغال پیروز شویم.

اول: فرض کنیم رئیس جمهور نداریم و حرف زدن از احمدی نژاد را در محل اردوی تیم ملی به مدت یک هفته ممنوع کنیم. ضمنا کاری کنیم که علی آبادی، نماینده پیامبر جدید در تیم ملی به مدت سه روز با اعضای تیم ملاقات نکند، تا هم جلوی مصدومیت های احتمالی بعدی و یا هر بیماری واگیرداری گرفته شود و هم اینکه اعضای تیم به مدت چند روز در معرض تشعشعات آینه دق نباشند.

دوم: از مسوولان کشور درخواست کنیم که در صورت پیروزی ایران در مسابقات بعدی قول بدهند که هیچ حرفی نزنند و هیچ پیام تبریکی ندهند تا بعضی مردم بداندیش و بی ادب کشور هم دعا نکنند که الهی تیم ایران ببازد که این آقایان روی شان کم شود.

سوم: هرگونه تماس با برانکو و حمایت از وی را قطع کنیم و اجازه بدهیم همین کاری را که تا به حال کرده ادامه دهد. فرض کنیم برانکو مرده است و اصلا تیم ملی مربی ندارد.

چهارم: به مدت سه روز اجازه هرگونه سخنرانی و اعلام نظر از احمدی نژاد در مورد مسائل جهانی گرفته شود.

پنجم: در روز مسابقه میرزاپور را با یک گروه از توریست ها بفرستیم پاریس که موزه لوور را ببیند و با دیدگاههای دان براون در رمز داوینچی آشنا شود تا علاوه بر افزایش دانش هنری، احتمالا جلوی ضررهای بعدی گرفته شود. گذاشتن دروازه بان ذخیره حداقل این فایده را دارد که تیم پرتغال به جای اینکه مطمئن باشد که براحتی به ایران گل می زند، احتمال بدهد که به ایران گل می زند.

ششم: از علی کریمی و فریدون زندی و مهدی مهدوی کیا و هاشمیان بخواهیم فرض کنند که علاوه بر اینکه در کشور آلمان بازی می کنند، در تیم های آلمانی هم بازی می کنند، در این صورت آنها دست از بازی غیرتی برداشته و به بازی عقلانی می پردازند.

هفتم: به هافبک ها و فورواردها توضیح داده شود که دروازه حریف آن دایره وسط زمین نیست، بلکه آن چهارچوبی است که آن ته قرار دارد و تور روی آن انداخته شده است و یک نفر هم جلوی آن ایستاده است. برای اعضای تیم هم بگوئیم که اصولا کسی که توپ را بگیرد برنده بازی نیست، بلکه هر کسی که توپ را وارد دروازه کند، پیروز می شود.

هشتم: به کلیه اعضای تیم، تماشاگران و مفسران ورزشی توضیح داده شود که هدف ما از بازی پیروزی است، نه کم کردن روی حریف و مشت زدن به دهان جهانیان و دادن درس تاریخ برای کسانی که با تاریخ 3000 ساله ایران آشنا نیستند.

نهم: به اعضای تیم قول داده شود که در صورت پیروزی هیچ هدیه و جایزه ای از دست هیچ مسوولی نمی گیرند و بعد از رسیدن به مراحل بعدی هم از هرنوع اذیت و آزار مفسران تلویزیونی و مسوولان مملکتی و هر نوع حضور در کنار مسوولان محترم در امان خواهند بود. برای اطمینان می توانیم به آنها تعهد بدهیم که اگر قهرمان جام جهانی شوند، حق دارند که وقتی به ایران برگشتند هیچ مقام مملکتی را هرگز نبینند.

دهم: اگر علی دائی می تواند سی دقیقه بازی کند و شصت دقیقه می خواهد قدم بزند، او را برای سی دقیقه بازی به زمین بیاوریم و شصت دقیقه دیگر یک نفر به جای او بازی کند و او روی چمن مجاور نیمکت ذخیره قدم بزند.

یازدهم: به ابراهیم نبوی و کلیه نویسندگان اعلام کنیم که وقتی یک قهرمان بزرگ تیم ملی اشتباه می کند و یا در کنار صد بازی خوبی که کرده یک بازی بد می کند، جوری در مورد او حرف نزنند که بوی حق ناشناسی از آن به مشام برسد.

دوازدهم: به مدت یک هفته فرض کنیم که تیم ملی ایران، تیم ملی ایران است و نه تیم دولتی ایران. در این صورت نه دولت به تیم ملی فشار می آورد و نه ملت. در این صورت است که ممکن است اتفاق خوبی بیفتد.

زیرنویس: من به خودم دستور دادم که از فردا استفاده از هرگونه سیخ و میخ در برخورد با تیم ملی که شدیدا تحت فشار است متوقف کنم و در مورد جام جهانی فوتبال و همه تیم ها چیز بنویسم.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 70354


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها